هجده ماهگیت مبارک آتنا جونم
٢ روز پیش یعنی 27 تیر من و بابا مهدی آتنای نازنینم رو برای واکسن 18 ماهگی بردیم.

این واکسن از جمله واکسن هایی که خیلی درد داره و علائم بعدش مثل تب و درد شدید جای واکسن تا چند روز می مونه. 
آتنا تا دیشب هم نمی تونست راه بره ولی دیشب با تلاش تونست چند قدمی رو لنگان لنگان برداره. 
الهی فداش بشم که تو این دو روز نتونست اون جور که دلش میخواد آتیش بسوزونه و شیطونی کنه 
ایشالا زودتر پات خوب میشه قربونت برم. 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هجده ماهگیت مبارک آتنا جونم
